عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
227
كشف الحقايق ( فارسى )
بهر كس نرسد الا در زمين وجود انسان پس « يوم الدين » در اين زمين وجود انسانست « 1 » . فصل در بيان زمين عرفات بدانكه زمين عرفات زمينى است كه جمله خلايق عالم كه قصد حج و بيت « 2 » كعبه دارند ( كذا - شايد : قصد حج بيت كعبه دارند ) روى در آن زمين دارند و بسعى و كوشش هرچه تمامتر در سير و سفرند تا بدان زمين رسند و چون بدان زمين رسيدند سير و سفر ايشان تمام شد پس اگر در آن زمين روز عرفه را دريافتند حج گزاردند و حاجى شدند و به كعبه رسيدند و از آن سير و سفر ممتع گشتند ( كذا - شايد : متمتع كه انسب است ) و مقصود از سفر حاصل كردند چنان كه مىفرمايد : « من ادرك العرفة فقد ادرك الحج » و هر كو در آن زمين روز عرفه را درنيافت حج نتوانستند گذاردن ( كذا - گزاردن ) و حاجى نتوانستند شدن و از آن سفر برخوردارى نيافتند و مقصود از آن سفر حاصل نكردند . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانك از اين مقدمات لازم آيد كه وجود انسان زمين عرفات باشد زيرا كه جمله موجودات علوى و سفلى در سير و سفرند تا به مرتبهء انسان رسند و چون به مرتبهء انسان رسيدند سير و سفر جمله تمام گشت اگر در زمينى كه زمين وجود انسانست روز عرفه را كه معرفت خداوند است دريافتند به كعبه مراد رسيدند و حج گزاردند و حاجى شدند و مقصود از سفر حاصل كردند و اگر در اين زمين كه وجود انسانست روز عرفه را كه معرفت خداوند است درنيافتند به كعبه مراد نرسيدند و مقصود از سفر حاصل نكردند . فصل در بيان آنكه حج گزاردن چند نوعست بدانكه معنى « حج » در لغت عرب قصد كردن است على الاطلاق و در
--> ( 1 ) - پس يوم الدين در وجود انسان باشد ( 2 ) - قصد حج و نيت خانهء كعبه را دارند